میدان نقش جهان از دیدگاه شاردن

    ژان شاردن در سال 1643 میلادی، یعنی درست در سالی که لویی چهاردهم به تخت نشست، در پاریس متولد شد. او پسر مرد جواهرسازی بود که در میدان دوفین کار می کرد. شاردن از زمان کودکی سنگ های قیمتی و فن و هنر جواهرسازی را آموخت.
    شاردن در سن 22 سالگی اولین سفر خود را آغاز کرد که حدود 6 سال طول کشید. در این سفر ایران بیش از همه نظر او را جلب کرد و اکثر وقت خود را در این کشور گذراند.
    سفر دوم شاردن از 17 اوت 1671 آغاز شد. این بار زن تاجری به نام لسکو وی را همراهی می کرد که بسیار جسور و متهور بود. آنها در تابستان 1673 میلادی به اصفهان رسیدند و تا سال 1677 در این شهر اقامت کردند و بعد از آن شاردن ایران را برای همیشه ترک کرد.
    میدان نقش جهان:
    این میدان یکی از زیباترین میدان های جهان است. این میدان به شکل مربع مستطیل و به طول 440 قدم و عرض 160 قدم است. اطراف میدان نهری است که با آجر و آهک سیاه که از سنگ سخت تر است، ساخته شده است. این نهر به عرض 6 پا و هزاره های آن از سنگ سیاه، و از پیاده رو به اندازه ی یک پا بلندتر است، ولی عرض این سنگ ها به اندازه ای است که چهار نفر به آسانی می توانند روی آنها در کنار هم حرکت کنند. بین این نهر و اتاق های اطراف میدان فضایی به عرض 20 پا وجود دارد. دیوارهای میدان نیز هزاره هایی دارد که به بلندی هزاره های نهر، ولی با عرض کمتر است.
    اطراف میدان 200 اتاق به یک اندازه و سبک در دوطبقه ساخته شده است. اتاق های طبقه ی زیرین هر یک عبارت است از دو دکان که یکی رو به میدان و دیگری به طرف بازار است.طبقه ی بالا نیز عبارت است از چهار اتاق که دو تای آنها به طرف میدان و دو تا در عقب واقع است. هر یک از اتاق های رو به میدان ایوانی دارد که جلوی آنها طارم هایی است که با آجر و گچ و به رنگ سبز و قرمز ساخته شده و بی اندازه به چشم زیبا می آید. هر یک از اتاق ها به طرف بازار راه هایی دارد که موقع تابستان بسیار خنک می باشد.
    غیر از این اتاق ها در اطراف میدان بناهای بزرگی است که عبارتند از: در قصر سلطنتی و در حرمسرا در سمت مغرب،  مسجد صدر و یک عمارتی که ماشین های متعددی در آن قرار دارد و آن را ساعت سازی می نامند در طرف شرق، مسجد شاه  در جنوب، و بازار شاه در شمال.
    توصیف میدان:
    میدان دارای 12 مدخل عمده و چند مدخل کوچک است. در مرکز میدان دکل بزرگی است به بلندی 120 پا که در روزهای رسمی برای نشانه زدن به کار می رود. در دو طرف میدان و به فاصله ی 35 پا از نهر دو ستون سنگ مرمر به ارتفاع 8 پا و فاصله ی 15 پا قرار دارد. این ستون ها را برای چوگان بازی ساخته اند.
    سردر مسجد شاه و سردر بازار شاه که هر کدام در دو طرف میدان واقعند، به شکل نیم هلالی است و جلوی هر یک حوضی است به محیط 70 پا و عمق 10 پا که اطراف آن از سنگ ساخته شده است و همواره در آنها آب زلال است. در اطراف این ابنیه منجنیق هایی از چوب قرار دارد که روی آنها از پایین تا بالا جای چراغ نصب کرده اند. روی ابنیه و اتاق های اطراف میدان نیز از بالا تا پایین جای چراغ ساخته شده که در جشن ها و اعیاد روی آنها چراغ می گذارند که در هیچ کجای دنیا این چراغانی دیده نمی شود. زیرا همه ی این چراغ ها در حدود پنجاه هزار عدد است. شاه عباس کبیر از این کار بسیار لذت می برده و اغلب دستور چراغانی می داده است. جانشین او شاه صفی اول چندان توجهی به این کار نداشت و شاه عباس دوم و شاه سلیمان نیز چندان علاقه ای بدان نشان نمی دادند و فقط در مواقع پذیرایی سفرای خارجی امر به چراغانی می دادند.
    در دو طرف در قصر سلطنتی به فاصله ی 110 قدم طارمی چوبی منقش است که در داخل فضای بین آن و دیوار قصر 110 توپ چدنی سبز رنگ می باشد. اغلب این توپ ها، توپ های کوچک صحرایی است. به استثنای دو تا که بزرگ و از نوع خمپاره انداز است و ایرانیان به آنها شتر می گویند. این توپ ها ساخت اسپانیا و جزء غنائمی است که ایرانیان هنگام فتح هرمز از قلاع پرتقالی ها به چنگ آورده اند.
    در گوشه ی در حرمسرا دو پایه ی ستون مرمر بسیار زیبا و گرانبهایی است که از تخت جمشید آورده اند.
    در سر در بازار شاه دو ایوان سرپوشیده است که آن را نقاره خانه می گویند و به هنگام غروب و سحر با نقاره و کوس و دهل که قطر آنها سه برابر قطر طبل های اروپا است، می زنند.
    این را فراموش کردم که اطراف میدان میان جوی ها و عمارات درخت های چنار کاشته اند، به طوری که عمارات اطراف میدان را بدون آنکه از نظر مستور کنند، مانند چتری پوشانده اند. این درخت ها بسیار به زیبایی میدان می افزایند، مخصوصا در فصل تابستان و زمانی که میدان را آب پاشی کنند و اصناف مختلف بساط در آن نگسترانده و نهر نیز پر از آب باشد. از این روست که من تصور می کنم زیباترین میدان دنیا، میدان اصفهان می باشد که گردش در آن فرح بخش و دلکش است.
    این میدان در اعیاد و روزهای رسمی مانند روز پذیرایی سفرا قوروق می باشد. ولی در سایر مواقع بساط اندازان، دست فروشان و پیشه وران مختلف و به عبارتی عده ی زیادی کسبه و حتی خوراک فروشان و غیره در آن به خرید و فروش اشتغال دارند.پیشه .وران و کسبه ی مزبور کالای خود را روی یک حصیر و یا قالی می گسترانند و بالای آن چادر و سایه بانی که از حصیر یا پشم بافته و روی پایه ای است که به اختیار به حرکت می آید نهاده اند. این کالاها را هیچ گاه از میدان خارج نمی کنند. شب هنگام آنها را در صندوق هایی جا داده و به یکدیگر بسته و یا دور آنها را تجیر کشیده و با طناب کلفتی می بندند، بدون آنکه مستحفظی برایشان بگذارند. با این وجود چون در ایران کیفر سختی برای دزدان معمول است هیچ حادثه ای رخ نمی دهد.
    گزمه ها مرتب در گردش هستند و چون رییس آنها (داروغه و یا میر شب) ضامن هرگونه دزدی شبانه است اگر سرقتی واقع شود گزمه ها مسوولند و باید غرامت دهند.
    در میدان به هنگام عصر حقه بازان، خیمه شب بازان، تردستان، معرکه گیران که با شعر و یا نثر افسانه و قصه می سرایند، و حتی وعاظ جمع می شوند و نیز چادرهای مخصوصی است که در آنها زنان بدکار جمع می شوند و هر کس می توناد به میل خود یکی از آنها را انتخاب کند.
    شاه عباس ثانی چهار سال قبل از مرگ خود دائر بودن این دکه ها و اجتماع اصناف را قدغن کرد. زیرا روزی بدون خبر خواست از میدان عبور کند ولی گرد این چادرها چنان جمعیتی بود که پاسبانان و محافظین نتوانستند راه را باز کنند. اما چندی بعد که به مازندران سفر کرد قدغن فوق را برداشت، زیرا عواید روزانه ای که از کسبه ی میدان می گیرند تقریبا صد فرانک می شود که به مصرف مسجد می رسد. این عواید را روزانه و یا حداکثر هر هفته جمع می کنند، زیرا اعتمادی به این انبوه کسبه ی میدان نیست.
    هر نوع جنس و یا مصنوع و یا خواروبار محل مخصوصی دارد که مردم به هنگام نیاز می دانند که به چه قسمت مراجعه کنند. چنین مشهور است که از زمان شاه عباس کبیر و جانشین او درآمد میدان روزی 50 اکو است. گمان می کنم بد نباشد کمی درباره ی این بازاری که در میدان شاه (میدان نقش جهان) تشکیل می شود بنویسم، زیرا عمومی ترین بازاری است که من تاکنون دیده ام.
    شاه عباس کبیر محل فروش هر جنس و اجتماع اصناف مختلف را تعیین کرده است. نزدیک مسجد شاه (جامع عباسی) بازار حیوان و چهارپایان بزرگ است و جنب آن بازار فروش اسب و شتر و قاطر می باشد. موقع تشکیل این بازار صبح است و عصرها به جای آن نجاران و چوب فروشان اشیاء خود را که بین آنها مایحتاج یک خانه از قبیل در و پنجره و ناودان و قفل و کلید چوبی و یا آهنی یافت می شود می فروشند. بعد از آن جایگاه فروش طیور و سپس محل فروش خشکبار است که انواع مختلف آن در ایران به حد وفور یافت می شود. بعد محل فروش پنبه و پهلوی آن چلنگران و بعد سراجان که افسار و زین و برگ کهنه می فروشند. سپس کلاه پوست فروشان، بعد نمد فروشان که نمد اسب و سایر چهارپایان را به فروش می رسانند، سپس سراجانی که لوازم نو می فروشند، بعد از آن محل فروش پوست حیوانات است که به دو قسمت تقسیم می شود. یکی برای مسلمانان و دیگری برای مسیحیان. زیرا ایرانیان معتقدند که پشم با رطوبت دست و بدن انسان آغشته می گردد و از این رو آن را از غیر مسلمان نمی خرند. سپس بازار فروش چرم های ضخیم و بعد محل فروش چرم های نازک است. پس از آن دست فروشان و بعد از آن کرباس فروشان، سپس حلاجان و بعد مسگران و بعد از آن صرافان که روی یک تخت مربعی نشسته و پهلویشان صندوقی آهنی و جلوی آنها یک کیسه ی چرمی برای شماره ی پول قرار دارد. پزشکان نیز بر روی تخت هایی می نشینند. گوشه ی میدان میوه فروشان، سبزی فروشان، قصابان و  آشپزان مشغول می باشند و نیز خربزه فروشانی که قاچ خربزه را تا بهای یک دینار می فروشند و نیز اشخاصی که لباس های کهنه به فروش می رسانند. علاوه بر این در فضای بین نهر و اتاق های دور میدان صنعتگرانی هستند که اسباب کار خود را پهن کرده و اشیایی را که به آنها رجوع می شود مرمت می کنند.

/ 1 نظر / 41 بازدید
ساناز

یه موزیک لایت مخصوص اصفهان بذاری مثلا اهنگ قصه های مجید رو دیگه تهش میشه و قشنگ مطالب رو با جون و دل میخونیم..فک نکنم مشکلی تو سرعت پیشب یاره