میدان نقش جهان از دیدگاه جکسون

    ابراهام ولنتاین ویلیامز جکسون (Abraham Valentine Williams Jackson) در سال 1862 در نیویورک به دنیا آمد. وی مدرک دکترای خود را از دانشگاه کلمبیا اخذ کرد و بعدها استاد دانشگاه کلمبیا شد و مدت چهل سال تدریس زبان های هند و ایرانی را در آن دانشگاه بر عهده داشت.
    در سال 1901 جکسون به آرزوی دیرین خود رسید و راهی هندوستان شد و با پارسیان هند از نزدیک آشنا گردید. در سال 1903 برای نخستین بار به ایران آمد و حاصل این سفر، سفرنامه ی او با نام «ایران در گذشته و حال» بود که در سال 1906 در نیویورک به چاپ رسید. در ادامه قسمت هایی از این کتاب که به شرح اوضاع میدان نقش جهان می پردازد ذکر می گردد.
    باغ ها، کاخ ها و عمارات کلاه فرنگی، مساجد و مدارس، بازارها، پل های عالی، و از همه بالاتر میدان شکوهمند شاه؛ اینهاست خاطراتی که در ذهن مسافری که از اصفهان دیدن کرده است باقی می ماند؛ و این یادها و خاطره ها چنان روشن و ماندگارند  که با گذشت سال و ماه به آسانی تیرگی نمی پذیرند.

    تماشایی ترین قسمت شهر، که در قلب آن جای دارد، میدان باشکوه شاه است که حتی در شاهنامه نیز ذکر آن آمده است، و یکی از قشنگ ترین میدان هایی است که من در عمرم دیده ام. طول آن از شمال به جنوب بیش از چهارصد متر و پهنایش از مشرق به مغرب قریب دویست متر است. مانند "میدان مشق" صاف و هموار است، و هنگامی که ما بر سطح هموار آن آرام اسب می تازیم به یاد روزگار سیصد سال پیش می افتیم. روزگاری که شاهان و شهریاران پایتخت به نمایش های باستانی سوارکاری که در اینجا برگزار می شد نظاره می کردند. جایزه ای را، که گاهی ساغری زرین بود، در وسط پهنه ی فراخ میدان بر ستونی می گذاشتند، و سوارکاران چابک دست همچنان که از کنارش می تاختند، آن را هدف قرار می دادند. یا یاد روزگاری که شاهزادگان و بزرگان در اطراف ایستاده اند و به بازی باستانی گوی و چوگان می نگرند در خاطرمان زنده می شود. هنوز دو دروازه ی مرمرین در دو سوی میدان برپای ایستاده است؛ دروازه هایی که زمانی بازیگران گوی را به گفته ی خیام «چپ می رو و راست می رو و هیچ مگوی» با ضربه ی چوگان به سوی آنها می راندند. اما دیگر در اینجا چوگان بازی نمی کنند. تنها گهگاه در آنجا رژه ای برگزار می شود، یا کاروان ها آهسته از میان آن می گذرند تا بارهایشان را در بازارهایی که مقصد آنهاست خالی کنند.

    چهارسوی میدان را ساختمان های کوتاهی فراگرفته است که طرح یکنواخت و یک شکل بام های آنها را در نقاط مختلف، عماراتی باشکوه که از نظر معماری واقعا با ارزش هستند، بر هم می زنند. من توصیف این ساختمان ها را به اختصار برگزار می کنم، زیرا نمی توانم بر توصیفات و شرح های عالی و کامل و مفصلی که از زمان تاورنیه و شاردن تا دوران کرزن و براون از این بناها شده است چیزی بیافزایم.
    در سمت شمال، در نقطه ای که به طرف بازار می رود، عمارت نقاره خانه قرار دارد. در اینجا، مانند ارومیه و دیگر جاها، هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید نقاره می زنند. در جانب مشرق میدان گنبد کاشیکاری و آبی رنگ مسجد شیخ لطف الله که چندین قرن قدمت دارد چشم را می نوازد. در سمت جنوب تقریبا در وسط، دروازه ای است که به مسجد زیبای شاه راه می برد. مسجد تا حدی در پشت دروازه، در جانب جنوب غربی قرار گرفته است. مسجد شاه که نمونه ی دلپذیری است از پرستشگاه مسلمانان، در سال 1612 میلادی به وسیله ی شاه عباس بنا نهاده شد، ولی متاسفانه اکنون رو به ویرانی است. در مغرب میدان بزرگ، نزدیک به زاویه ی جنوبی، قصر سلطنتی با مدخل معظم آن که عالی قاپو نامیده می شود، سر برافراشته است. عمارت عالی قاپو با رواق های باز آن در بالا و ستون هایش، سابق بر این تالار پذیرایی بود و شاهان صفوی سفرای ممالک خارجی را در آنجا به حضور می پذیرفتند. همچنین آنجا جای پناهنده شدن (بست) مقروضان و آدم کشان بود. اما دوران اهمیت آن دیرزمانی است که سپری شده است، و خود قصر سلطنتی که در پشت این مدخل قرار گرفته است اکنون مقر ظل السلطان، شاه زاده ی حکمروای اصفهان است. قصر با باغ ها، حیاط ها، و عمارات کلاه فرنگیش، که یکی از آنها چهل ستون است، منطقه ی وسیعی را فرا گرفته است. تالار چهل ستون ایوان و تختگاه شاه عباس بزرگ بوده است.
    بازارهای اصفهان در پشت عماراتی که به ردیف در سمت مشرق و شمال میدان صف کشیده اند قرار گرفته است. این بازارهای سرپوشیده یا مسقف کیلومترها طول دارند، و انسان می تواند ساعت ها در زیر سقف آنها راه برود، یا درست تر بگویم، در میان ازدحام و فشار شتران، الاغ ها، بارها، باربرها، خریداران، فروشندگان، و صرافان راه خود را باز کند. تمام آن چیزهایی را که من به عنوان مشخصات یک بازار آسیایی قبلا وصف کردم در بازارهای اصفهان می توان یافت. دادوستد و تجارتی که در این بازارها صورت می گیرد دست کم تا حدی حیثیت و اعتباری را که اصفهان به عنوان پایتخت ایران داشته حفظ کرده است. پارچه های زربفت، اجناس نمدی، زین و برگ، سلاح های محلی، ظروف لعابی، و آثار نقره کاری و اشیای فلزی از جمله کالاهایی است که به معرض فروش گذاشته شده است. من هنوز صدای کر کننده ی ضربات چکش مسگران و برنج کاران را، که به ساختن ظروف سودمند آشپزخانه و پرداختن اشیایی اشتغال داشتند که اغلب از شاهکارهای هنر فلزکاری ایرانی است، می شنوم.
    در مغرب میدان، و در آن سوی محوطه ی ابنیه ی سلطنتی، قسمت پارک مانند شهر قرار گرفته است که خیابان مشجر بزرگ آن تا کنار رودخانه امتداد دارد.

میدان نقش جهان

میدان نقش جهان اصفهان

میدان مشق تهران

میدان مشق تهران

/ 0 نظر / 58 بازدید