میدان نقش جهان از دیدگاه کلود انه

    ژان شوپفر (Jean Schopfer, Claude) معروف به انه (Anet) روزنامه نگار و نویسنده ی فرانسوی است که در نخستسن سال های قرن بیستم به اتفاق چند تن از دوستان اروپایی خود به ایران سفر کرده است. وی در سال 1868 در سوییس متولد شد و در سال 1931 در پاریس درگذشت. آنها قصد داشتند تمام مسیر را با اتومبیل بپیمایند که به خاطر مشکلات موجود تنها بخشی از آن را با اتومبیل طی کردند. قسمت اصلی و جذاب سفر آنها شهر اصفهان بوده است که برای رسیدن به آن نیز سختی های زیادی را پشت سر نهادند. ورود کلود انه و همراهان به اصفهان در 28 ماه مه و همزمان با تولد او بوده است. آنچه در ادامه می خوانید یادداشت های کلود انه درباره ی میدان نقش جهان می باشد.
   یک شنبه 28 مه 1905
    میدان شاه اصفهان یکی از معروف ترین و در عین حال بزرگ ترین میدان های جهان است که طرح بنای آن در اواخر قرن شانزدهم، در دوران سلطنت شاه عباس _سلطانی که  فضاهای وسیع و بناهای عظیم و قرینه سازی شده را دوست می داشت_ ریخته شده است. میدانی است به شکل مربع مستطیل که دورتادورآن ساختمان های یکنواخت و قرینه دو طبقه ساخته اند. طبقه ی تحتانی را با آجر به شکل هلالی نعل اسب طاق زده اند وطبقه ی فوقانی قوسی شکل با گچ ساخته شده است. در هر یک از دهانه های طبقه ی تحتانی در کوچکی وجود دارد که به دالان دراز و باریکی که در سرتاسر میدان ادالمه دارد باز می شود.
    دورتادور میدان پیاده رویی کشیده شده و در امتداد آن جوی پهنی ساخته اند که از همان آب های بد رنگ و غلیظ اصفهان در آن جاری است. بعد قسمت خاکی عریضی است که بر آن درخت کاری کرده اند و سپس چوی پرآب دیگری دور میدان می گردد. بقیه ی سطح میدان خاکی و برهنه است.
    در عرض جنوبی میدان دهانه ی بازار اصلی اصفهان قرار دارد که از جنوب به شمال کشیده شده است و در وسط طول غربی میدان کاخ عالی قاپو سر برافراشته است. عالی قاپو به نسبت بناهایی که در اصفهان وجود دارد ساختمان رفیعی است که در قسمت جلوی آن در طبقه ی فوقانی، رو به میدان، ایوان وسیعی با ستون های باند چوبی ساخته اند که شاه عباس صفوی در مراسم رسمی سفرای خارجی را در آن به حضور می پذیرفت و یا در مواقعی که مراسمی در میدان شاه برپا می گشت یا سواران در وسط میدان به بازی چوگان می پرداختند در آنجا به تماشا می نشست.
    در آن سوی میدان، روبروی کاخ عالی قاپو، مسجدی است که بر خلاف آنچه پیر لوتی به اشتباه در کتاب خود نوشته مسجد جمعه نیست، بلکه مسجد شیخ لطف الله است. در میان بناهای قدیمی اصفهان، فقط گنبد خوش ترکیب و زیبای این مسجد است که زمینه ای از آجر ساده دارد و روی آن نقش و نگار اسلیمی با کاشی های لعاب دار سیاه رنگ کار کرده اند.
    در ضلع شمالی میدان، رو در روی دهانه ی بازار، مسجد شاه قرار دارد که گنبد عظیم آبی رنگ و مناره های بلند آن سر به آسمان کشیده است. مسجد شاه قشنگ ترین بناهای تاریخ اصفهان و نیز یکی از دیدنی ترین آثار جهان اسلام است. سردر عظیم آن که به میدان باز می شود در حقیقت مجموعه ای از زیباترین کاشی کاری های جهان است که دلفریب ترین و متناسب ترین نقش ها و طرح ها و نوشته ها در رنگ های مختلف، به صورت کاشی های موزاییک و یا آجرهای چهارگوش در آن به کار رفته است. زمینه ی اصلی همه ی این کاشی ها آبی رنگ است و کاشی های دیگری که به رنگ های تیره یا روشن در تزیین آن به کار رفته با زمینه ی اصلی هماهنگی دلپذیری شبیه یک سمفونی عالی پدید آورده است. دیوارهای صحن عظیم مسجد که ما فقط از لای در اصلی موفق به تماشای آن شدیم تماما از کاشی های چهارگوش لعاب دار و خوش نقش و نگار پوشیده شده است و گنبد و مناره های آن نیز که هر کدام در نوع خود شاهکاری است منظره ای از بدیع ترین و چشم نوازترین طرح های سیال اسلیمی ها ی منحنی و منظم را در مقابل نگاه های پر از تحسین و اعجاب بینندگان قرار می دهد. در آن لحظه که غرق تماشای این شاهکار بی مانند بودیم خورشید در افق فرو می نشست و آخرین پرتوهای روز، بر درخشش خیره کننده کاشی کاری های این گنبدعظیم می افزود.
    جراتی به خود دادیم و به طرف در مسجد رفتیم. هنگامی بود که موذن ها بر بالای گلدسته ها مسلمانان را به عبادت شامگاهی می خواندند. وقتی مردم متوجه حرکت ما شدند جلوی در مسجد اجتماع کردند و در مقابل ما سدی به وجود آوردند. از نظر بسیاری از آنها، حتی نگاه های ما توهین به مقدسات به شمار می رفت و طبعا هیچ مسیحی حق نداشت از آن حد قدم فراتر بگذاردو به داخل صحن مسجد برود.
   پنج شنبه 2 ژوئن 1905
    ساعت 4 بعدازظهر به تماشای عالی قاپو بازگشتیم. قصر قدیمی شاه عباس اینک تبدیل به بیغوله ای شده است که بسیاری از نقاشی های عالی دیواری آن را با گچ پوشانده اند و فقط گوشه هایی از آن را می توان دید. در طبقه ی اول ساختمان، در اتاق میانی دو نقاشی قرن شانزده تقریبا سالم مانده است. هر یک از این نقاشی ها تصویر زن قد بلند و باریک اندامی را نشان می دهد که لباس ساده و گشادی بر تن دارد و منتهای دقت و ظرافت در ترسیم و رنگ آمیزی آنها به کار رفته است.
    یکی از مینیاتورهای عزیز من هم که زنی را در حال بازی با میمونی نشان می دهد (1) عینا به همین سبک و مسلما متعلق به قرن شانزده است.
    به طبقه ی بالا رفتیم و از ایوان وسیع جلوی کاخ به نظاره ی میدان شاه و شهر اصفهان پرداختیم. مردانی سوار بر اسب های سفید و گروهی نیز سوار بر الاغ های کوچک خاکستری رنگ خویش در آمد و رفت بودند. بعضی نیز چند الاغ بارکش را جلو انداخته بودند و آنها را می راندند. در طرف راست گنبد باشکوه و آبی رنگ مسجد شاه عظمت خاصی داشت و در سمت چپ سردر بازار از دور پیدا بود و در مقابل ما گنبد مسجد شیخ لطف الله با زمینه ی آجری کرم رنگ و نقش های کاشی سیاه و آبی می درخشید. غیر از اینها تا چشم کار می کرد دیوارهای گلی و چینه ای، پشت بام های خاکی و گنبدهای کوچکسقف بازار و حمام ها گسترده بود. تقریبا در حیاط همه ی خانه ها یا در وسط کوچه ها درختان خوش ترکیب تبریزی و چنار، سرسبزی و طراوت دلپذیری داشت. در آخرین نقطه ی چشم انداز ما، ویرانه های اصفهان قدیم که اکنون به صورت مزارع گندم و جو در آمده بود دیده می شد. کرانه ی افق را کوه های برهنه و دندانه دندانه ای که پیرامون اصفهان را احاطه کرده است بسته بود. خورشید با پرتوهای طلایی خویش دیوارهای ویرانه و بام های خانه ها را نوازش می کرد و ایوان های سفیدکاری شده بعضی خانه ها در کنار سبزی دلپذیر درختان حیاط ها منظره ی بدیعی به وجود آورده بود.

عالی قاپو

میدان نقش جهان - عالی قاپو

 

عالی قاپو

میدان نقش جهان - مقابل در عالی قاپو


-------------------------
    (1) منظور یک تابلوی مینیاتور است که نویسنده از اصفهان برای خود خریداری کرده است.

/ 0 نظر / 20 بازدید