میدان نقش جهان از دید شاردن

شاردن (Jean Chardin) يک سياح فرانسوي است که دو سفر به ايران آمده است. سفر اول از سال 1664 تا 1670 ميلادي (1074 تا 1080 هجري) طول کشيده که اين سفر همزمان با سه سال آخر سلطنت شاه عباس دوم و سه سال اول سلطنت شاه سليمان بوده است. سفر دوم او از سال 1671 تا 1677 ميلادي (1081 تا 1087 هجري) طول کشيده است. به گفته ي خود او، وي بيش از 26 سال در اصفهان بوده و زبان فارسي را به صراحت زبان انگليسي و تقريبا مانند زبان فرانسه صحبت مي کرده است. آنچه در زير مي خوانيد برداشتي است که شاردن از ميدان نقش جهان داشته است:
   اين ميدان يکي از زيباترين ميداه هاي جهان است که شکل مستطيل دارد به طول440 قدم و عرض 160 قدم. اطراف ميدان نهري است که با آجر و آهک سياه که از سنگ سخت تر است ساخته شده. اين نهر به عرض 6 پا و ازاره هاي آن از سنگ سياه است و پياده رو هاي آن به اندازه ي يک پا بلندتر است. عرض سنگ ها به اندازه اي است که چهار نفر به آساني مي توانند روي آن پهلوي يکديگر حرکت کنند. بين اين نهر و اتاق هاي اطراف ميدان فضايي به عرض 20 پا وجود دارد. در اطراف ميدان 200 اتاق است که همه به يک اندازه و به يک سبک و دو طبقه ساخته شده است. اتاق هاي طبقه ي زيرين هر يک عبارت است از دو دکان که يکي رو به ميدان و ديگري به طرف بازار است. طبقه ي بالا نيز عبارت است از چهار اتاق که دو تاي آن به طرف ميدان و دو تاي ديگر در عقب واقع است. هر يک از اتاق هاي رو به ميدان ايواني دارد و جلوي آنها طارمي هايي است که با آجر و گچ و به رنگ سبز و قرمز ساخته شده و بي اندازه به چشم زيبا مي آيد. هر يک از اتاق ها به طرف بازار راه هايي دارد که در موقع تابستان بسيار خنک مي باشد.
   غير از اين اتاق ها در اطراف ميدان بناهاي بزرگي است که عبارتند از: عمارت عالي قاپو در غرب، مسجد شيخ لطف الله در شرق، مسجد جامع عباسي در جنوب، و بازار در شمال. ميدان داراي 12 مدخل عمده و چند مدخل کوچک است. در مرکز ميدان دکل بزرگي است به بلندي 120 پا که در روزهاي رسمي براي نشانه زدن به کار مي رود. در شمال و جنوب ميدان به فاصله ي 35 پا از نهر دو ستون سنگي واقع شده که دروازه هاي بازي چوگان است.
   شاردن نوشته است: روي بناها و اتاق هاي اطراف ميدان از بالا تا پايين جاي چراغ ساخته شده است که در اعياد و جشن ها روي آنها چراغ گذارده، و روشن مي کنند و در هيچ کجاي دنيا چنين چراغاني ديده نمي شود زيرا تعداد اين چراغ ها در حدود پنجاه هزار عدد مي شود. شاه عباس کبير از اين کار بسيار لذت مي برد و اغلب دستور چراغاني مي داد. ولي جانشينان وي چندان توجهي به اين کار نداشتند.
   سمت سردر بازار در شمال ميدان دو ايوان سرپوشيده است که آن را نقاره خانه مي خوانند و هنگام غروب و سحر با نقاره و کوس طبل و دهل و کرنا نغماتي مي نوازند.
   در طرفين ميدان درخت هاي چنار کاشته اند و بدون آنکه جايي را از ديد بپوشانند اطراف ميدان را مانند چتري احاطه کرده اند.  اين درخت ها به زيبايي ميدان مي افزايند، مخصوصا در تابستان و هنگامي که ميدان را آب پاشي کرده باشند و نهر نيز پر از آب باشد. از اين جهت است که من تصور مي کنم زيباترين ميدان ايران ميدان نقش جهان اصفهان است.
   اين ميدان در اعياد و روزهاي رسمي، مانند روز پذيرايي از سفرا، خالي از جمعيت و قوروق مي باشد. ولي در ساير مواقع بساط اندازان، دست فروشان، پيشه وران مختلف و خوراک فروشان در آن به خريد و فروش اشتغال دارند. پيشه وران کالاي خود را روي يک حصير و يا قالي مي گسترانند و بالاي آن چادر و سايه باني که از حصير و يا پشم بافته شده است و روي پايه اي است که به اختيار به حرکت در مي آيد، نهاده اند. اين کالاها را هيچ گاه از ميدان خارج نمي کنند. شب هنگام بدون آنکه مستحفظي بر آن بگمارند، آنها را در صندوق هايي جاي داده، و به يکديگر بسته و يا دور آنها را تجير کشيده با طناب کلفتي محکم مي بندند. با اين وجود هيچگاه حادثه اي رخ نمي دهد، زيرا در ايران کيفر سختي درباره ي دزدان معمول است. گزمه ها مرتب در گردش هستند و چون رئيس آنها ضامن هرگونه دزدي شبانه است، اگر سرقتي واقع شود بايد غرامت بپردازند. در ميدان نقش جهان به هنگام عصر حقه بازان، خيمه شب بازان، تردستان، معرکه گيران و حتي وعاظ جمع مي شوند. شاه عباس کبير محل فروش هر جنس و اجتماع اصناف مختلف را معين کرده است. ابتدا نزديک مسجد جامع عباسي بازار حيوانات و چهارپايان بزرگ است و جنب آن بازار فروش اسب و شتر و قاطر مي باشد. موقع تشکيل اين بازار صبح است و عصرها بجاي آنها نجاران و چوب فروشان اشياء خود را که بين آنها مايحتاج يک خانه از قبيل در و پنجره و ناودان و قفل و کليد چوبي و يا آهني يافت مي شود، مي فروشند. بعد از آن جايگاه فروش طيور وسپس محل فروش خشگبار است که انواع مختلف آن در ايران به وفور يافت مي شود. بعد محل فروش پنبه و کنار آن چلنگران و سپس سراجان که افسار و زين و برگ کهنه مي فروشند و سپس کلاه پوست فروشان، بعد نمد فروشان که نمد اسب و ساير چهارپايان را به فروش مي رسانند، بعد سراجاني که لوازم نو مي فروشند، سپس محل فروش پوست حيوانات است. بعد از آن بازار فروش چرم هاي ضخيم و نازک، سپس دست فروشان و کرباس فروشان و حلاجان و مسگران و بعد از آنها صرافاني که روي يک تخت مربعي نشسته اند و پهلويشان صندوق آهني و در جلو يک کيسه ي چرمي براي شمارش پول قرار دارد. پزشگان بر روي تخت هايي مي نشينند. در گوشه ي ميدان ميوه فروشان و سبزي فروشان و قصابان و آشپزان و اشخاصي که لباس هاي کهنه به فروش مي رسانند مشغول کسب و کارند. در فضاي ميان نهر و اتاق هاي اطراف ميدان صنعتگراني هستند که اسباب کار خود را گسترده اند و اشيايي که به آنها رجوع مي شود را مرمت مي کنند.
   منبع: گنجينه ي آثار تاريخي اصفهان ، تاليف دکتر لطف الله هنرفر، 1344

/ 0 نظر / 13 بازدید